تبليغاتX
...هو
.گاه((او))جمله وگه جمله در ((او )) می بینم
 داستان
کیر کگارد:((چه بدبختی ست زن بودن !اماوقتی انسان

زن  باشد بدبختی واقعی این است که خود شخص ندانداین امر بدبختی است .))

فروغ فرخزاد:  بدور افکن حدیث نام ای مرد/که ننگم لذتی مستانه داده

به مناسبت روز جهاني زن :

از اكنون تا پنج شنبه ۱۷ اسفند ۸۵ برابر ۸مارس با آثار بانوان

 داستان نويس آبادان همراه باشيد.

سمیه اسفندیاری متولد ۱۳۶۳عضو انجمن داستان آبادان و

کتابدار کتابخانه تخصصی داستان  و فعالیت حرفه ای خودرااز

سال ۸۰درحوزه هنری آغاز کرده است.

۱-داستان انتظار

موتور ایستاد.زن موهای رنگ شده اش راروی پیشانی مرتب کرد. 

زن پیاده شد .

موتور رفت.

زن هنوز ایستاده بود.

سمیه اسفندیاری

۲-به قول خودمان : داستان سوپر مارکتی به نام ((او زنها را خوشکل می کرد ))

- کی اصلاح داره ؟ نفر بعدی ... داشتم می گفتم ...

زنی روی صندلی نشست . بوی خوش عطرش پیچید . درنگ نکرد . بند را کشید

روی صورتش . زن چشمهایش را فشرد . هنوز مشغول حرف زدن بود با بغل دستی اش .

((فقط سه سال زنش بودم ...عاشق شد وافتاد دنبال یکی دیگه ...یه زن چشم آبی ...

ازش طلاق گرفتم ))

بند را سه بار دور دستش چرخاند .

ـ می گفت زنیکه اینقدر دوستش داره اسمشو خالکوبی کرده روی دستش .

بند را کشید روی صورت زن . گفت : ((آخ))

بند را بلند کرد .(( چیه دردت گرفت .بکشم و خوشکلم کن . مگه نمی خای براش

خوشکل بشی ))

دست زد زیر چانه ی زن . چشمهایش که باز شد آبی بود.دست خالکوبی اش می لرزید.

 

 

|+| نوشته شده توسط مريم دلباري در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385  |
 یادداشت های شبانه به هیچ کس

آي هيچ كس

 

در اين آستانه ي سبز ، هياهوي مردمان غريب وباتلاق روز مرگي ،

 

به انزوا پناه  مي آورم تا تورا در يابم وتو...

 

به من كه نگاه مي كني ، به فنا مي سپاري ام وهيچ باكي نيست ؛كه فنا

 

لازمه ي بقاي من است.

 

با من كه دوست مي شوي،به عطا مي خواني ام وازفقرهيچ ملالي نيست؛

 

كه غنا، در عطاي من است .

 

به من كه بوسه مي دهي،به گناه مي كشاني ام وهيچ خطايي نيست كه

 

عصمت درگرو گناه من است وپوشش ارمغان تو.

 

 

ازمن همه مي ستاني وهيچ مي بخشي ام و شكايتي نيست ؛كه هستي تو در

 

هيچ من است .

                      

                              بدرود تا مجالي باهيچ ديگر

|+| نوشته شده توسط مريم دلباري در شنبه دوازدهم اسفند 1385  |
 خبر
 

ابوتراب خسروی  و محمد ایوبی  و فتح الله بی نیاز 

 مهمان و داور اولین جایزه ادبی شهرزاد هستند .

این جشنواره با حضور داستان نویسان خوزستان و لرستان و...

در روز جمعه مورخ : ۱۱/۱۲ / ۸۵ساعت  ۱۰ صبح در شهر اهواز

بر گزار می شود . گزارش و عکس هارا می توانید از همین جا دنبال

کنید .

 

|+| نوشته شده توسط مريم دلباري در سه شنبه هشتم اسفند 1385  |
 
 
بالا